بهار زندگیم در............ پادشاه فصل ها پاییز
ثنا گلی اینجا دقیقا ٧ ماهت بود که بردیمت یکی از باغهای نزدیک خونمون تا ازت عکس بگیریم البته من دیر رسیدم و عکسات گرفته شده بودو تو لالا کرده بودی بعدا که اومدیم خونه و عکساتو دیدم باورم نمیشدآخه تو تا اون روز ننشسته بودی یعنی من اصلا نمیذاشتمت که بشینی و به کمرت فشار بیاد ولی اون روز بابایی چشم منو دور دیده بود و گذاشته بودت وسط برگها و خودت تنهایی نشسته بودی و ما خوشحال از اینکه دخترمون یه پله دیگه بزرگتر شده.دختر گلم ٧ ماهگیت مبارک.

****

***

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بهار زندگیم در............ پادشاه فصل ها پاییز
